آرادآراد، تا این لحظه: 17 سال و 8 ماه سن داره

آراد قلب مامانی

کوله بار خاطرات زمستانی ما

اول سلام میگم خدمت دوستای گلم و پسر عزیز تر از جونم. مرسی از اینکه به ما سر میزدین و دست خالی بر میگشتین. حالا تعریف میکنم نبودنم رو ماجرای ما از موقعی شروع شد که اراد عزمش رو جزم کرد و رفت خونه مامانم اینا با مامان بزرگ و بابا بزرگش بخوابه.٣بار با اونا موند وبعد از اون من (مامی اراد)  انفلوانزای شدید نوع A گرفتم اول بیماری اراد با بابام موند و این در حالی بود که مامانم تهران منزل داداشم بودن. بعد 3 روز مامان برگشت و گفت اراد یکم تب داره باباش اراد و برد دکتر وبل کمی دارو خوب شد. اما من چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ هر روز بدتر میشدم بد و بدتر تب بالای 42 درجه هر روز کلی سرم و امپول و از این جور حرفا خلا...
18 اسفند 1391
1